أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

178

آثار الباقيه ( فارسى )

دادرسى داد برده و گرنه داد باخته است . اكنون به گفتار خود برگرديم و گوييم همانطور كه در وصول به حقيقت تاريخ ايرانيان و اهل كتاب شك روى مىدهد تاريخ ديگر امم نيز با شكوك كمتر از آن بدست نمىآيد و كتب سيره پادشاهان يمن و اعراب لخمى و آل جفنه را با مدت سلطنت هريك متضمن است ولى هيچ دو روايت را باهم يكسان در اين تواريخ و سنوات نمىيابيم اما ملوك يمن پس از آنكه بنى قحطان در يمن جمع شدند سلطنت را به حمير دادند و او عبد شمس بن يشحب بن يعرب بن قحطان است و گفته‌اند كه يعرب اول كسى است كه به عربى سخن راند و با تحيه و درودى كه به پادشاهان فرستاده مىشود تحيت و درود پذيرفت و او را چنين گفتند ابيت اللعن و انعم صباحا و گويند كه او در پيرى مرد و اولاد او سلطنت را به ارث بردند و جزء پادشاهان نبودند بلكه رؤسائى و فرمانروايانى محسوب مىشدند تا آنكه قرنهايى گذشت و رياست بدست حارث رائش افتاد و او خود را پادشاه و تبع خواند زيرا اهل يمن او را تبعيت كردند و چنان كه گفته‌اند اين شخص با پنج پشت فاصله به حمير ميرسد و جدول ملوك حمير يمن اين است . جدول پادشاهان حمير يمن مدت سلطنت هريك / مجموعه سالها حمير بن سبا و او عبد شمس بن يشحب بن يعرب بن قحطان است و از اينرو سبا ناميده شد كه نخستين كس بود كه سبى ( اسير ) را به خاك يمن آورد / قفد / 184 دوران فترت تبع اول و او حارث رائش بن سداد بن الملطاط است و از اينرو رائش ناميده شد كه به مردم اكرام و انعام بسيارى كرد و لقمان صاحب كركس‌ها در عهد او بود و گويند لقمان دو هزار و چهارصد و پنجاه و هفت سال عمر كرد / قكه / 309 ذو المنار ابرهة بن حارث و وجه اين نامگذارى آنست